تبليغاتX
Directory of General Blogs

روی کاغذهای خیس نامه می نویسم...اما چه حاصل؟..اصلا نمی دانم برای که می نویسم کاغذهای من خیس است چون اشکهایم بر آن می ریزد...حاصلی ندارد چون هیچ کس نمی فهمد بر من چه می گذرد از همه چیز با همه کس
از همه چیز با همه کس
سه شنبه 1385/08/30
توجیه

روزگار غریبیست ٬متولد می شوی بی آنکه ذره ای حق انتخاب داشته باشی ٬ بزرگ می شوی در حالی که نمی دانی چه دورانی را سپری می کنی!پس از پایان یافتن این دوران است که تنها حسرت از دست رفتنش را می خوری و این توجیه که گذشته ها گذشته.بزرگتر می شوی ٬احساس می کنی چیزی کم داری و...عاشق می شوی البته اگر هم نشدی خود را توجیه می کنی که شده ای٬ بدلیل همان احساس خلاء.به اصطلاح عاشق شدی بی آنکه بدانی به چه دیاری قدم گذاشته ای و به کجا باید بروی اما مهم نیست ٬چون با پایان یافتن این مقطع هم ٬نتیجه هر چه باشد چه خوب و چه بد خود را اینگونه توجیه می کنیم که سرنوشت و قسمت این بوده.و مرگ...عمرش به دنیا نبود٬خداوند اینگونه خواست٬راحت شد که مرد و توجیه هایی از این قبیل.

عمره ما به همین توجیه ها می گذرد٬ می گذرد که تنها بگذرد و دیگر هیچ.اگر این توجیه ها هم نباشد که نمی گذرد!هیچ کس همانند خوده آدمی نمی تواند خود را تو جیه کند!

شکسپیر می گوید:ما آنگونه که دوست داریم زندگی نمی کنیم !ما مجبوریم آنگونه که زندگی می کنیم را دوست بداریم.

آری زندگی زیباست!!!!!!!!!!!!!!


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:22 توسط : شیوانا
پنجشنبه 1385/08/11
خداحافظ

خداحافظ

ولی ریتم همچنان ادامه داره...


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 18:56 توسط : شیوانا
چهارشنبه 1385/08/03
ژیانم زاپاس داره

ژیانم زاپاس داره!

این جمله رو این روزا خیلی می شنویم!پسره با دختره داره صحبت می کنه:سلام عزیزم ٬ من تازه امروز فهمیدم چقدر دوست دارم!٬خودت می دونی فقط تو تو زندگیم هستی ٬نباشی نیستم٬خدا تو رو بهم داد٬بهترین٬ خوشگل ترین ٬ با وفا ترین و... دختری هستی که تو عمرم دیدم تو بودی!اگه می خوای نباشم لازم نیست به خودت زحمت بدی٬فقط بگو دوست ندارم٬  همین بسه٬می میرم!امتحان کن !نه تو رو خدا امتحان کن.خلاصه گوشی رو قطع نکرده یکی دیگه زنگ می زنه(تازه اگه خیلی خوش شانس باشه و پشت خطی نیاد)به این یکی هم همون چیزایی که به اون اولی گفت رو میگه!!!!!!!!!

وقتی ازش می پرسی چطور شد که اینطور شد؟میگه ژیانم زاپاس داره

اینایی که گفتم اگه جای دختر و پسر رو با هم عوض کنی و پسر مخاطب باشه ٬اتفاق خاصی رخ نمی ده دقیقا همون جملات وهمون دیالوگ ها تکرار میشه و در آخر تراژدیه  ژیان هم زاپاس داره!

 نمی خوام بابا بزرگ بشم نصیحت کنم ٬ (خودم از همتون بدترم)٬ولی یه چی می گم شاید خوشتون امد.

احساسات دختر نسبت به پسر و همچنین بر عکس ٬ مثه نوره خورشید می مونه !اگه به چند نفر بتابه فقط اونارو گرم می کنه!به قول قمار بازا حالت رفع کدی پیدا می کنه.خورشیده دلش خوشه که بالاخره داره به یه جا می تابه و اوناهم دلشون خوشه که یه پرتو نوری روشون هست.اما این عشق و دوست داشتن  نیست. باید به یکی بتابی ٬ به قول ادیسون نور تا متمرکز نشه نمی سوزونه٬ باید با احساساتت بسوزونی.تا نسوزونی عشق نداری ٬پس عاشقم نیستی.

احساتت رو باید خرج کنی٬خرج کردن عشق تنها چیزیه که با خرج کردنش بیشتر میشه. عشق رو نه میشه گدایی کرد ٬خرید یا حتی دزدید .یه جمله می گم از یادم نیست اسمش چی بود؟

شما نمی توانید کسی را مجبور کنید که به عشق شما بپردازد ٬تنها می توانی کسی باشی که مورد عشق قرار می گیرد.

آخره پست رو مثه انشاء های دوران راهنماییم تموم کنم

در آخر باید بگویم ژیان زاپاس دارد چون از پنچر شدن خویش مطمئن است.اما٬  اگر ژیان مطمئن بود که پنچر نمی شود ٬دیگر به  زاپاس احتیاج داشت؟

(یاده دوران مدرسه افتادم٬یادش بخیر ٬چه دورانی بود٬با کلی ذوق و شوق انشاء می نوشتیم ٬معلمه می گفت به به٬ عالی بود ٬آخرش می داد ۱۴)

معذرت می خوام تر و خشک رو با هم سوزوندم٬ ببخشید

یا علی

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:58 توسط : شیوانا

RSS