
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:30 توسط : شیوانا
صفحه تو راهه!
یه خورده وایستی میاد...
فکر میکنید چقدر پول داشته باشید پولدار و ثروتمند هستید؟فکر می کنید چی تو زندگی داشته باشین خوشبختین؟خوشبخترین و ثروتمند ترین آدم بین ما ها اون کسیه که تو جواب این دو تا سوال من گفت :((همین الانم خوشبخت و پولدارم ))اشتباه نکنید نمی خوام بگم رویا و آرزو نداشته باشید یا اینکه از تلاش برای بهتر شدن خودداری کنید.نه!چیزی که می خوام بگم خلاصش میشه :اون کسی که زیاد داره خوشبخت و پولدار نیست بلکه اونی که کم می خواد خوشبخت تر و پولدار تره.زیاده خواهی هیچی جز پوچی نیست ساتیا سای بابا (فیسوف هندی )میگه :زیاده خواهی آدمی مانند سکه های فلزی است که هر چه بیشتر در جیب خود جمع کند بار او سنگین تر می شود.

یه روز یکی داشت از یه کوچه رد می شد دید یه پیرمرد داره یه عقرب از تو یه چاله در میاره.دقت کرد دید پیرمرد عقرب با دو تا چوب میگیره و میاره بالا اما عقرب نیش میزنه منتها به چوب پیرمرد هم ناخودآگاه عقرب ول میکنه ودوباره امتحان میکنه تا اینکه پیرمرد میبینه اینجوری نمیشه پس چوبها رو کنار گذاشت و با دستش عقرب گرفت عقرب این بار هم نیش زد اما پیر مرد ولش نکرد و از چاله درآوردش.اون مرد که خیلی از دیدن این حرکت پیرمرد تعجب کرده بود.رفت و از پیرمرد پرسید چرا با اینکه اون عقرب تو رو نیش می زد نجاتش دادی؟پیرمرد گفت:((اون عقرب کاری رو می کرد که باید می کرد و برای اون کار به وجود اومده بود منم کاری رو کردم که باید می کردم و برای اون به وجود اومدم)).
سعی کنید بیشتر سکوت کنید. لازم نیست همیشه جواب بدید اصلا هر چیزی ارزش نداره که شما بخواهید جواب بدید.زمان همه چیز مشخص می کنه کنفوسیوس میگه سکوت تنها دوست انسان که هیچوقت بهش خیانت نمی کنه یه جمله معروف دیگه هم هست که میگه سکوت زبان خداست.پس هر جایی و برای هرکسی سکوت خودتون که بهترین دوست شماست نشکونید.

همه دروغ میگن !همه آدما دروغ میگن !همه عاشقا دروغ میگن !همه عشقا دروغ میگن!پسرا دروغ میگن !دخترا دروغ میگن!من دروغ میگم!تو دروغ میگی!ما دروغ میگیم!
دروغ گفتم دروغ میگیم ![]()
![]()

بارها احساس کرده ام حامل پیام خدا هستم.غالب اوقات آن چنان آلوده و پر از شهوات بوده ام که نور حقیقت با تاریکی وجود من تیره و تار شده است.خدا کند که این حقایق هنگام عبور از ذهنم آلوده نشده باشد و با وجود ظاهر بی مایه و نا پاکی که من به آنها داده ام مردم از آنها بهره ببرند.

مسیحیت :خدا عشق است و کسی که عشق را باور کند خدا را باور دارد و خدا نیز او را باور دارد.
آیین بودایی:کسی که عشق را نمی فهمد خدا را نمی شناسد.زیرا خدا عشق است.
آیین یهود: عشق آغاز و انجام تورات است.
مکتب کنفوسیوس:عشق به خدا تعلق دارد و مانند خانه آرامی است که آدمی باید در آن سکنی گزیند.
اسلام:هر در که زدم صاحب آن خانه تویی تو هرجاکه روم پرتو کاشانه تویی تو

تو مپندار که می توانی عشق را هدایت کنی عشق اگر تو را در یابد خودش هدایتت می کند.
نمی توانی کسی را مجبور کنی که به عشق تو بپردازد فقط میتوانی کسی باشی که مورد عشق قرار می گیرد.
حرف مثل برگ درخت هرجا برگ بیشتری روی زمین باشه میوه ی کمتری پیدا میشه
تنها کسی که پارو نمی زند فرصت غرق کردن قایق را دارد.
در رفتن به جایی که ارزش رفتن دارد کوتاهی اصلا جایز نیست.
برای رسیدن به آنچه میخواهید برسید هیچوقت دیر نیست.

روزی روزگاری پرنده ای بود با یک جفت بال زیبا و پرهای درخشان حیوانی مستقل و آماده ی پرواز در آزادی کامل.روزی زنی چشمش به پرنده افتاد و عاشقش شد.با چشمانی درخشان در حالی که دهانش باز مانده بود به پرواز پرنده می نگریست.پرنده به زمین نشست و از زن دعوت دعوت کرد با هم پروازکنن وزن پذیرفت...زن پرنده را تحسین می کرد ارج می نهاد و می پرستید...ولی در عین حال می ترسید .می اندیشد مبادا پرنده بخواهد به کوهستان دور دست برود.زن احساس حسادت کرد...حسادت به توانایی های پرنده در پرواز.
...و احساس تنهایی کرد
اندیشد(( برایش تله می گذارم))پرنده هم که عاشق شده بود روز بعد بازگشت به دام افتاد و در قفس زندانی شد.زن هر روز به قفس می نگریست .همه هیجانش در آن قفس بود.ناگهان دگرگونی غریبی به وقوع پیوست .پرنده کاملا در اختیار زن بود و دیگر انگیزه ای برای تصرفش وجود نداشت.بنابر این علاقه او به حیوان از دست رفت .پرنده نیز بدون پرواز زندگی بیهوده ای را می گذراند و سر انجام روزی پرنده مرد.
زن دچار اندوه فراوانی شد و همواره به آن حیوان می اندیشید.ولی هرگز قفس را بیاد نمی آورد.تنها روزی بخاطرش مانده بود که برای اولین بار پرنده را در حال پرواز و در میان ابرها دیده بود.اگر زن اندکی توجه می کرد به خوبی متوجه می شد آنچه او را به آن پرنده دلبسته کرد آزادی آن حیوان و انرژی بال هایش بود.

الهی صد ساله بشه عشق میونه من و تو

همیشه خدا رو شکر میکنم به خاطر اینکه می تونم این کار بکنم (خدا رو شکر کنم) واقعا چی ارزشمندتر از اینکه آدم بتونه با خالق خودش بدون هیچ واسطه ای صحبت کنه واقعا این بزرگترین نعمتی که خدا به آدم داده .آدمای اطرافتون نگاه کنید یا دارن از تنهایی می نالند یا از رو ناامیدی بعضی ها هم که هی می گن چرا اینجوری شد ؟چرا آخه این اتفاق واسه من افتاد؟یه سری های دیگه هم ... به هر کدومشون نگاه کنی میبینی که یه چیز فراموش کردن و اون دعا کردن و از خدا خواستن اصلا با خدا بودن فراموش کردن.
گره کار اینجاست و اونا جای دیگه دنبالش می گردن.با خدا صحبت کنید در باره همه چی بخودش قسم که خیلی شیرین.

در کل سرنوشت هم مثل خیلی دیگه از واژه های اختراع بشر فقط به دلیل ناتوانایی ها و پوشش گذاشتن روی اونهاست.

