تبليغاتX
Directory of General Blogs

روی کاغذهای خیس نامه می نویسم...اما چه حاصل؟..اصلا نمی دانم برای که می نویسم کاغذهای من خیس است چون اشکهایم بر آن می ریزد...حاصلی ندارد چون هیچ کس نمی فهمد بر من چه می گذرد از همه چیز با همه کس
از همه چیز با همه کس
شنبه 1385/02/30



ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:30 توسط : شیوانا
پنجشنبه 1385/02/28



ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:34 توسط : شیوانا
پنجشنبه 1385/02/28
همه ی ما خوشبختیم قبول ندارید؟پس بخونید

فکر میکنید چقدر پول داشته باشید پولدار و ثروتمند هستید؟فکر می کنید چی تو زندگی داشته باشین خوشبختین؟خوشبخترین و ثروتمند ترین آدم بین ما ها اون کسیه که تو جواب این دو تا سوال من گفت :((همین الانم خوشبخت و پولدارم ))اشتباه نکنید نمی خوام بگم رویا و آرزو نداشته باشید یا اینکه از تلاش برای بهتر شدن خودداری کنید.نه!چیزی که می خوام بگم خلاصش میشه :اون کسی که زیاد داره خوشبخت و پولدار نیست بلکه اونی که کم می خواد خوشبخت تر و پولدار تره.زیاده خواهی هیچی جز پوچی نیست ساتیا سای بابا (فیسوف هندی )میگه :زیاده خواهی آدمی مانند سکه های فلزی است که هر چه بیشتر در جیب خود جمع کند بار او سنگین تر می شود.

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:26 توسط : شیوانا
دوشنبه 1385/02/25
داستان هفته

یه روز یکی داشت از یه کوچه رد می شد دید یه پیرمرد داره یه عقرب از تو یه چاله در میاره.دقت کرد دید پیرمرد عقرب با دو تا چوب میگیره و میاره بالا اما عقرب نیش میزنه منتها به چوب پیرمرد هم ناخودآگاه عقرب ول میکنه ودوباره امتحان میکنه تا اینکه پیرمرد میبینه اینجوری نمیشه پس چوبها رو کنار گذاشت و با دستش عقرب گرفت عقرب این بار هم نیش زد اما پیر مرد ولش نکرد و از چاله درآوردش.اون مرد که خیلی از دیدن این حرکت پیرمرد تعجب کرده بود.رفت و از پیرمرد پرسید چرا با اینکه اون عقرب تو رو نیش می زد نجاتش دادی؟پیرمرد گفت:((اون عقرب کاری رو می کرد که باید می کرد و برای اون کار به وجود اومده بود منم کاری رو کردم که باید می کردم و برای اون به وجود اومدم)).


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:36 توسط : شیوانا
شنبه 1385/02/23
خودش میدونه واسه کیه


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:37 توسط : شیوانا
شنبه 1385/02/23
سکوت

سعی کنید بیشتر سکوت کنید. لازم نیست همیشه جواب بدید اصلا هر چیزی ارزش نداره که شما بخواهید جواب بدید.زمان همه چیز مشخص می کنه کنفوسیوس میگه سکوت تنها دوست انسان که هیچوقت بهش خیانت نمی کنه یه جمله معروف دیگه هم هست که میگه سکوت زبان خداست.پس هر جایی و برای هرکسی سکوت خودتون که بهترین دوست شماست نشکونید.


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:28 توسط : شیوانا
شنبه 1385/02/23



ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:25 توسط : شیوانا
شنبه 1385/02/23



ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:9 توسط : شیوانا
جمعه 1385/02/22
کلی فکر کردم این مطلب نوشتم !مسخره نکنید یوقت

همه دروغ میگن !همه آدما دروغ میگن !همه عاشقا دروغ میگن !همه عشقا دروغ میگن!پسرا دروغ میگن !دخترا دروغ میگن!من دروغ میگم!تو دروغ میگی!ما دروغ میگیم!

دروغ گفتم دروغ میگیم


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:29 توسط : شیوانا
سه شنبه 1385/02/19
قسمتی از وصیت نامه دست نویس تولستوی

من از تمام مردم دور و نزدیک میخواهم مرا تحسین نکنند.(میدانم که مردم اینکار را خواهند کرد)اما اگر می خواهند نوشته های مرا بخوانند به عبارتی در آن دقت کنند که من آنها را قدرت خداوند می دانم که از زبان من گفته شده است و از آنها برای زندگی خود استفاده کنند.

بارها احساس کرده ام حامل پیام خدا هستم.غالب اوقات آن چنان آلوده و پر از شهوات بوده ام که نور حقیقت با تاریکی وجود من تیره و تار شده است.خدا کند که این حقایق هنگام عبور از ذهنم آلوده نشده باشد و با وجود ظاهر بی مایه و نا پاکی که من به آنها داده ام مردم از آنها بهره ببرند.


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:14 توسط : شیوانا
سه شنبه 1385/02/19
این مطالب هیچ کجا یجا پیدا نمی کنید

مسیحیت :خدا عشق است و کسی که عشق را باور کند خدا را باور دارد و خدا نیز او را باور دارد.

آیین بودایی:کسی که عشق را نمی فهمد خدا را نمی شناسد.زیرا خدا عشق است.

آیین یهود: عشق آغاز و انجام تورات است.

مکتب کنفوسیوس:عشق به خدا تعلق دارد و مانند خانه آرامی است که آدمی باید در آن سکنی گزیند.

اسلام:هر در که زدم صاحب آن خانه تویی تو          هرجاکه روم پرتو کاشانه تویی تو


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:48 توسط : شیوانا
شنبه 1385/02/16
اینم چندتا جمله ی توپ

تو مپندار که می توانی عشق را هدایت کنی عشق اگر تو را در یابد خودش هدایتت می کند.

نمی توانی کسی را مجبور کنی که به عشق تو بپردازد فقط میتوانی کسی باشی که مورد عشق قرار می گیرد.

حرف مثل برگ درخت هرجا برگ بیشتری روی زمین باشه میوه ی کمتری پیدا میشه

تنها کسی که پارو نمی زند فرصت غرق کردن قایق را دارد.

در رفتن به جایی که ارزش رفتن دارد کوتاهی اصلا جایز نیست.

برای رسیدن به آنچه میخواهید برسید هیچوقت دیر نیست.


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 3:44 توسط : شیوانا
شنبه 1385/02/16
داستان هفته

روزی روزگاری پرنده ای بود با یک جفت بال زیبا و پرهای درخشان حیوانی مستقل و آماده ی پرواز در آزادی کامل.روزی زنی چشمش به پرنده افتاد و عاشقش شد.با چشمانی درخشان در حالی که دهانش باز مانده بود به پرواز پرنده می نگریست.پرنده به زمین نشست و از زن دعوت دعوت کرد با هم پروازکنن وزن پذیرفت...زن پرنده را تحسین می کرد ارج می نهاد و می پرستید...ولی در عین حال می ترسید .می اندیشد مبادا پرنده بخواهد به کوهستان دور دست برود.زن احساس حسادت کرد...حسادت به توانایی های پرنده در پرواز.

...و احساس تنهایی کرد 

اندیشد(( برایش تله می گذارم))پرنده هم که عاشق شده بود روز بعد بازگشت به دام افتاد و در قفس زندانی شد.زن هر روز به قفس می نگریست .همه هیجانش در آن قفس بود.ناگهان دگرگونی غریبی به وقوع پیوست .پرنده کاملا در اختیار زن بود و دیگر انگیزه ای برای تصرفش وجود نداشت.بنابر این علاقه او به حیوان از دست رفت .پرنده نیز بدون پرواز زندگی بیهوده ای را می گذراند و سر انجام روزی پرنده مرد.

زن دچار اندوه فراوانی شد و همواره به آن حیوان می اندیشید.ولی هرگز قفس را بیاد نمی آورد.تنها روزی بخاطرش مانده بود که برای اولین بار پرنده را در حال پرواز و در میان ابرها دیده بود.اگر زن اندکی توجه می کرد به خوبی متوجه می شد آنچه او را به آن پرنده دلبسته کرد آزادی آن حیوان و انرژی بال هایش بود. 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:27 توسط : شیوانا
جمعه 1385/02/15


الهی صد ساله بشه عشق میونه من و تو 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 22:33 توسط : شیوانا
جمعه 1385/02/15
دعا

همیشه خدا رو شکر میکنم به خاطر اینکه می تونم این کار بکنم (خدا رو شکر کنم) واقعا چی ارزشمندتر از اینکه آدم بتونه با خالق خودش بدون هیچ واسطه ای صحبت کنه واقعا این بزرگترین نعمتی که خدا به آدم داده .آدمای اطرافتون نگاه کنید یا دارن از تنهایی می نالند یا از رو ناامیدی بعضی ها هم که هی می گن چرا اینجوری شد ؟چرا آخه این اتفاق واسه من افتاد؟یه سری های دیگه هم ... به هر کدومشون نگاه کنی میبینی که یه چیز فراموش کردن و اون دعا کردن و از خدا خواستن اصلا با خدا بودن فراموش کردن.

گره کار اینجاست و اونا جای دیگه دنبالش می گردن.با خدا صحبت کنید در باره همه چی بخودش قسم که خیلی شیرین.


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:51 توسط : شیوانا
پنجشنبه 1385/02/14
سرنوشت ما تعیین می کنیم یا از قبل تعیین شده؟

حتما تا حالا از زبون خیلی ها این جمله رو شندید که میگن:اه لعنت به این سرنوشت.این مطلب واسه اونا دارم مینویسم.این اصلا از لحاظ منطقی و فکری درست نیست که ما فکر کنیم همه چیز از قبل تعیین شده و ما فقط داریم بازی می کنیم !نه اصلا اینجوری نیست.یه چیزی رو نباید فراموش کنیم و اون اینه که حکمت خدا و خواست خدا با این تعریفی که الان داره بین ما از سرنوشت رواج پیدا می کنه فرق می کنه .آدما همون قدر خوشبختن که خوشبختی رو احساس می کنن ومیخوان.وضع فعلی زندگی ما حکایت از تفکر و عملکردهای ما دارد نه سرنوشتی که از قبل واسه ما تعیین شده باشد.

در کل سرنوشت هم مثل خیلی دیگه از واژه های اختراع بشر فقط به دلیل ناتوانایی ها و پوشش گذاشتن روی اونهاست.

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 18:56 توسط : شیوانا
چهارشنبه 1385/02/13
حدیث زندگی و کبریت

زندگی ما مثل یه کبریت میمونه که به تولد روشن میشه و شروع میکنه به سوختن نمی خوام بگم که بدنیا می یایم تا بسوزیم!نه!میخوام بگم کبریت عمر ما هرچقدر که بزرگ باشه یه روزی تموم میشه خاموش میشه می میریم   خوب حالا که روشن شده پس بیایید یکی دو تا چیز دیگه رو هم با اون روشن کنیم تا از گرما و روشناییش چند نفر دیگه هم استفاده کنن.


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 18:20 توسط : شیوانا

RSS